تبليغاتX
اعترافات دختر باد


اعترافات دختر باد

حرفهايي كه فقط بايد نوشت،نبايد گفت

 چرا این لحظات سر درگمی گم نمی شوند؟؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت توسط دختر باد|

وقتي خسته م يا دلم بي دليل گرفته، دلم مي خواد فقط يه گوشه بشينم
 
بغلم كني، آروم ... بي هيچ حرفي
 
حركت دست هامون تنها چيزي باشه كه به اين دنيا وصلم مي كنه
 
چقدر خوبه كه هي نپرسي چي شده يا به چي فكر مي كنم
 
چيزي ندارم كه بهت بگم
 
جز اينكه به سكوت احتياج دارم
 
به سكوت و د.س.ت. هاي تو
نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

آن روز با تو بودم

امروز بی تو ام

آنروز که با تو بودم٬ بی تو بودم!

امروز که بی تو ام٬ با تو ام!!!!!!!

نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

امروز حوصله نوشتن ندارم...حالم خوش نیست

فردا نیستم ٬ باید جایی سر بزنم و با یک دوست قرار دارم

پنج شنبه و جمعه هم که هیچ!

پس اگر عمری باقی بود ٬

خداحافظ تا شنبه....

التماس دعا٬ یا حق

نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

خودمم نمی دونم چه مرگمه و چی می خوام٬ فقط می دونم :

- شدیدا غرغرو و بداخلاق شدم

- چرت و پرت زیاد می گم و غیر منطقی شدم

-متوقع و خودخواه شدم

- بچه بازی در می آرم

- نمی تونم سر قول و حرفم بمونم

- بی اراده و سست عنصر شدم و خلاصه آدم بی خودی شدم....

همشو قبول دارم...راست می گی....باید خودمو عوض کنم...

 

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت توسط دختر باد|

شاید اگه جمعه این اس.ام.اس رو زده بود الان اینقدر بی رحم نبودم!

نمی دونم که ساعت چند بهم رسیده بود اما نکات مهمش ایناس:

"سلام٬ دیگه اوضاع خیلی داره سخت میشه.

از حالا به بعدش شاهکاره!

دلم تنگ شده٬خیلی سخته..."  

...اما الان واقعا احساسی به این اس.ام.اس ندارم٬ خودشم دلیلش رو بهتر از هر کی

می دونه !

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

نه اصلا! امکان نداره!عمرا اگه کوتاه بیام!عمرا اگه خبری از من بشنوی!مگه همون خبری که گفتی

ممکنه بعد از این مدت راجعه به تو بشنوم برعکس تو راجعه به من بشنوی٬ اون موقعست که ....!

********

خیلی دلم رو شیکوندی٬ خیلی! قهر نیستم اما دل شکسته ام ٬ کاش می فهمیدی من چی میگم؟

۱۰۰۰بار گفتم وقتی حرف هم رو نمی فهمیم ٬ سر من داد نزن!من از دادو بی داد بدم می یاد!از کشمکش

بدم میاد!وقتی کم میاری شلوغ نکن که مثلا قافیه به نفع تو تموم بشه!!حالا خوب شد؟قافیه مال تو! ببینم

 چه می کنی!!!!بسم ا...

(هنوز هم درست بلد نیستی که با.....)

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

هرکاری می کنم فراموشم بشه نمی شه خوب! تا بیکار می شم یا چشمم به گوشیم می افته یادش

 می افتم و دلم براش می شه قد سوراخ جوراب مورچه!!!اونوقت که دلم می خواد بدون اینکه به ساعت

 نگاه کنم یا فکر کنم که شاید الان اصلا موقعیت خوبی نداشته باشه که جواب منو بده بهش زنگ بزنمو

با جیغ جیغ های همیشگی ام که دیگه می دونم بهش عادت کرده و می دونه جزیی از منه ٬ بهش بگم

 چقدر دوستش داشتم و دارم ....چقدر دلم واسه ی بی محلی ها و سرکار گذاشتن ها و قلدر بازیهاش

 و حتی سر به سر گذاشتن های میوه ایش تنگولیده....بهش بگم کاش بود و باز هم یه صبح تا عصر یا

 حتی دو روز تموم٬ منتظر نگهم می داشت تا  جوابم رو بده یا یک کم  راهنماییم کنه یا نیم ساعت وسط

 خیابون برام تعیین تکلیف کنه و دو کلمه بنویسه و بعدشم خیلی حق به جانب یه طوری رفتار بکنه که 

 من مجبور بشم ازش عذرخواهی کنم!!!!

خیلی عشقولانه شد نه؟! خودمم می دونم٬ اما بدبختی می دونی چیه؟ اینه که این عشقولانه

 یک عشقولانه ی متفاوت از جنسی متفاوت تره! عشقولانه ای که عشق نیست! یک ارادت ذاتی است

به یکی از برجسته ترین شخصیت های زندگیم که نه تنها براش احترام قائلم و برام با ارزشه٬ بلکه

ناخودآگاه خیلی خیلی دوستش دارم!  خیلی هم دلم براش تنگ شده ...

امیدوارم هر جا که هست همیشه صحیح و سالم و موفق باشه....

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت توسط دختر باد|

سازنده ترین کلمه گذشت است ................... آن را تمرین کن . 

پرمعنی ترین کلمه ما  است ............................ آن را به کارببر.

عمیق ترین کلمه عشق است .......................... آن را ارج بنه .

بی رحم ترین کلمه تنفر است ............................ از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه هوس است ...................... با آن بازی نکن .

خودخواهانه ترین کلمه من است ...................... از آن حذر کن .

ناپایدارترین کلمه خشم است ............................. آن را فرو ببر.

بازدارنده ترین کلمه ترس است ..................... با آن مقابله کن .

بانشاط ترین کلمه کار است ................................ به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه طمع است......................... آن را در خود بکش .

سازنده ترین کلمه صبر است .............. برای داشتنش دعا کن .

روشن ترین کلمه امید است ..................... به آن امیدوار باش .

ضعیف ترین کلمه حسرت است ............................. آن را نخور.

تواناترین کلمه دانش است .................................. آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه پشتکاراست .................... آن را داشته باش .

سمی ترین کلمه غروراست ............................ آن را بشکنش.

سست ترین کلمه شانس است .................. به امید آن نباش .

شایع ترین کلمه شهرت است ............................. دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه لبخند است ......................... آن را حفظ کن .

حسرت انگیزترین کلمه حسادت است ........... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه تفاهم است ...................... آن را ایجاد کن .

سالم ترین کلمه سلامتی است ................ به آن اهمیت بده .

اصلی ترین کلمه اطمینان است .................. به آن اعتماد کن .

بی احساس ترین کلمه بی تفاوتی است ........ مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه رفاقت است ....... از آن سوء استفاده نکن .

زیباترین کلمه روراستی است ................... با آن روراست باش.

زشت ترین کلمه دورویی است ........................ یک رنگ باش .

ویرانگرترین کلمه تمسخر است .... دوست داری باتو چنین کنند؟

موقرترین کلمه احترام است ................. برایش ارزش قائل شو.

آرام ترین کلمه آرامش است ............................... به آن برس .

عاقلانه کلمه احتیاط است ..................... حواست را جمع کن .

دستوپاگیرترین کلمه محدودیت است...اجازه نده مانع پیشرفت بشود.

سخت ترین کلمه غیرممکن است ....................... وجود ندارد.

مخربترین کلمه شتابزدگی است ..مواظب پلهای پشت سرت باش .

تاریکترین کلمه نادانی است .......... آن را با نور علم روشن کن .

کشنده ترین کلمه اضطراب است ................... آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه انتظار است ............................ منتظرش بمان .

بی ارزش ترین کلمه انتقام است ........................... بگذار و برو.

ارزشمندترین کلمه بخشش است .............. سعی خود را بکن .

قشنگترین کلمه خوشرویی است .....راززیبایی درآن نهفته است.

تمیزترین کلمه پاکیزگی است ................... اصلا"سخت نیست .

رساترین کلمه وفاداری است ........................ سرعهدت بمان .

تنهاترین کلمه گوشه گیری است .... بدان که جمع همیشه بهتر از فرد بوده .

محرک ترین کلمه هدفمندی است .... زندگی بدون هدف روی آب است .

 

 

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

ساعت دقیقا ۸:۳۰شب بود که خسته وکسل و داغون رسیدم خونه...شارژ موبایلم داشت تموم می شد باوجود این هنوز زنده ! اما از بس بی حوصله بودم خاموشش کردم و پرتش کردم روی تخت٫ دوست نداشتم دیگه امروز باهاش حرف بزنم٬ از صبح دو سه بار صحبت کرده بودیم٬ اما هم اون سرش شلوغ بود و هم من فقط یکی دو بار راجعه به این گفت که فکر کنم و نظرمو راجعه به شروع ماه رمضان و اینکه کمتر باهم صحبت کنیم بگم٬ منم نمی دونستم چی باید بگم!مگه ما چقدر همو می بینیم یا باهم حرف می زدیم که الان بخواهیم کمتر ....

لباسامو عوض کردمو برگشتم پیش بقیه ٬ خسته تر از اون بودم که شام بخورم یا حرفی بزنم ٬ واسه همین به همه شب بخیر گفتم و رفتم اتاقم ٬  انگار تمام خستگیم با دراز کشیدنم روی تخت ریخت روی تشک و بالشم  ٬ به زحمت به خودم کش و قوسی دادمو سعی کردم با وجود تمام اتفاقاتی که از صبح افتاده بود خودمو آروم کنم که خوابم ببره ٬ اما نشد! دستم رفت به سمت میز کنار تختم و تا به خودم اومدم فهمیدم به عادت هر شب که قبل از خواب شب بخیر می گفتم به گوشیش زنگ زدمو اونم داره پشت خط الو الو می گه...

با بغض گفتم زنگ زدم بگم شب بخیر

ـ حالا چرا اینجوری؟ چیزی شده؟اتفاقی افتاده؟

:نه هیچی!سرم درد می کنه خسته ام

ـ باشه شبت بخير!اما لطفا اول بگو چي شده؟؟!

:گفتم كه هيچي! حوصله ندارم...چند روز هست كه حوصله ندارم٬ خودتم مي دوني...از ريتم زندگيم خسته شدم٬ خدا رو شكر مي كنم اما با تلاش و آب و آتيشي كه من خودمو مي زنم٬ اين ريتم حقم نيس! همين!

-به حرفاي امروزم فكر كردي؟موافقي؟

:تو خودت چيه نظرت؟هرچي تو بگي منم موافقم!

-راستش من مي خوام كه اينجوري باشه٬اما نظر تو هم برام شرطه!

:باشه منم موافقم٬چون هميشه از اينكه نقش شيطان رو واست بازي كنم بدم مياد(اينو با اكراه گفتم!چون گاهي وقتا شيطون بودن خيلي هم بد نيس!!!!) پس از امشب شروع ميشه تا شب عيد فطر٬باشه؟

-باشه٬ مراقب خودت باش اما گوشيتو خاموش نذاري ها!شايد من خواستم باهات صحبت كنم يا همين فردا پشيمون شدمو خواستم ببينمت!!!!هر كاري هم پيش ومد بهم زنگ بزن حتما٬ مراقب خودت باش...راستي اس.ام.اس هم آزاده ها!

:باشه عزيزم٬تو هم مراقب خودت باش٬ برام دعا كن كه به دعاي اساسي نياز دارم...خداحافظ.......

*******

گوشي رو قطع كردم و سرمو گذاشتم روي بالشم٬ بغضي كه از صبح باهاش كلنجار مي رفتم و هي قورتش مي دادم ٬ بالاخره تركيد...ديگه يادم نيس كه كي خوابم برد ٬ فقط مي دونم كه قراره قوي باشم٬ قراره بتونم٬ قراره خودم باشم و قراره تنها بمونم......(خيلي سخته اما مي تونم!!)

 

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |

اعتراف شماره ۰ (همون صفر خودمون)

یکسال پیش وبلاگی داشتم با اسمی شبیه به همین وبلاگ جدید که به دلایلی آنرا کنار گذاشتم..اما امروز با خواندن نوشته های یکی از دوستان هم دانشگاهیم که صاحب مهربان ترین لبخند دنیاست ..دلم برای نوشتن تنگ شد...ازت ممنونم نفیسه جان

-شاید یک مدت طول بکشه که دوباره خوب بنویسم پس تا اونوقت لطفا تحملم کنید....

خور پف ....خور پف...از وقتی که برگشته مدام در حال چرت زدنه تازگی ها خیلی روی اعصابمه انگار نه انگار که اون راننده است و من....توی همه ی کارام فضولی می کنه شدم منشی خصوصیه آقا ! از بیرون که بر میگرده باید اسم لیست مراجعینش رو بهش تحویل بدهم!فکر کن! همش به خودم فحش می دم که آروم باش سنی ازش گذشته طبیعیه که فضولی کنه و بخواد سر از همه چیز در بیاره!آخه وقتی قرار نباشه که من رو جایی ببره و یا کار بانکی انجام بده بیکاره و کاری هم جز فضولی نداره! اینه که خواه ناخواه رو مخه ...

۱.من ازش بدم نمی یاد اما نمی دونم چطوری بهش بگم که بابا!آقای راننده که کلی هم از سن و سالت میگذره و جای پدر بزرگمی...تو باید از من حساب ببری نه من از تو!

۲.از حق نگذریم مرد بسیار خوش صحبتی هم هست و هنوز یک ماه نشده تمام قصه ی زندگی اش تعداد و جنسیت بچه هاش و نوه هاش و اسمشون...تعداد سفرهای داخلی و خارجی اش!!!!!و کلیه ی مسائل خصوصی و غیر خصوصی خانواده اش و حتی آمار کلیه همکاران سازمان رو که می شناسمو نمی شناسم رو بهم گفته حتی مطالبی که خودشونم راجعه به خودشون نمی دونن!

۳.دلم می خواد بیشتر بنویسم اما می ترسم برای اولین بار یک کمی زیادی باشه...

۴.بقیه در پست بعد....

 

نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت توسط دختر باد| |


Design By : Night Skin